أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
201
قانون ( فارسى )
مىنامند . ولى متأكد نيستم - منظورم از لاعيه صمغ آن است . كه قوتش با قوت روناس برابر و از آن ضعيفتر است . مزاج : در دوم گرم و خشك است . و گفتهاند تا چهارم گرم و خشك است . خاصيت : مقدارى از آن را در آبگير اندازند ماهيها را بالا آرد . اندامان غذا : بسيار قىآور است . اندامان دفعى : مادهء آبكى را اسهال دهد . لحية التيس ( شنگ ) : مزاج : كمى حرارت و سردى دارد و در اين ميانه مىتوان گفت ولرم است . ولى در آخر اول سرد است و تا سوم بسيار خشك است . خاصيت : تا اندازهاى گيرنده و بيخش بيشتر گيرندگى دارد . بيخ شنگ را در پادزهرها ريزند كه اندامان را محكم كند . افشرهاش به اندازهء روغن گل گيرنده است . زخم و قرحه : برگ خشكيدهاش زخم را بهم آرد و در علاج قرحههاى كهنه فايده دارد و در اين زمينه گلش كارىتر است . سر : برگش ، بيخش ، گلش ، هركدام را با آب جو خورند علاج قرحهء شش است و افشرهاش دواى خون برآوردن است . اندامان غذا : شنگ و بويژه آبش معده را توان بخشد و ريزش مواد تباه را از معده بازدارد . اندامان دفعى : شنگ و بويژه گل شنگ يا افشرهاش را با شرابى بخورند بهترين علاج قرحهء روده است . ضماد شنگ و خوردنش خونريزى زهدان را قطع كند . لوف ( فيلگوش ) : دو نوع لوف هست يكى پيچيده و ديگرى صاف . پيچيدهاش خالصتر از آن نوع است كه آن را لوف مار گويند ( لوف الحيه ) « 1 » - در لوف صاف مزاج خاكى بسيار است و بدين سبب زدايندگىاش به زدايندگى لوف پيچى نمىرسد . در صورتى كه هر دو نوع زداينده هستند . ديسقوريدوس گويد : برگش به برگ ( دراقيطون ) شباهتى دارد ولى از آن كوچكتر است و زياده نشانهايى دارد . همو فرمايد : ريشهاش يك وجبى است و بيخش چون بيخ دراقيطون به دستهء هاون مىماند - ثمر لوف پيچيده از ثمر لوف صاف كوچكتر است و تو گويى ثمر درخت زيتون است . مزاج : لوف صاف در آخر اول گرم و خشك و لوف پيچيده در آخر دوم گرم است . بزرش از هر جزيى قويتر و بيخش از همه مفيدتر است . خاصيت : راهبندانها را باز كند ، خلطهاى پرمايه و لزج را به اعتدال تكهتكه مىنمايد و زدايندگى دارد . و در همهء اين خاصيتها پيچدار قوىتر است . و در هر دو نوع مزاج خاكى بسيار چيره است و در لوف صاف چيرهتر است . آرايش : بيخ لوف پيچيده و بويژه اگر با عسل باشد لكههاى سياه و سفيد و ككمك را مىزدايد . همراه شراب داروى تركهاى ناشى از سرماست . ورم و جوش : در مداواى هر ورمى كه نياز به زدودن دارد مفيد است . زخم و قرحه : بيخ و بويژه لوف پيچيده را با هزارگوشان مخلوط كنند و مرهم شود زخمهاى پليد را علاج است . آنچه تر است در علاج زخمها به كار آيد و اگر خشك شد آن را مىكوبند و فتيلهء قرحه و ناصورها را بدان آلايند . از بيخش فتيلهء ناصور مىسازند . برگش براى زخمهاى بد خوب علاجى است . مفاصل : فيلگوش با سرگين گاو داروى نقرس و سستى ماهيچههاست . سر : آب خوشهء فيلگوش بستانى درمان درد گوش است و اگر با روغن گل در بينى كنند خوره و سرطان بينى را از بين
--> ( 1 ) - لوف الحيه - نوعى فيلگوش كه ساقهاش به مار ابلق شبيه است ( تحفه ) .